پیروزی استقلال برابر السد دلایل مختلفی داشت؛ از محرومیت از میزبانی گرفته تا بسته بودن پنجره نقلوانتقالات. اتفاقی که در ظاهر یک محدودیت بزرگ برای آبیها بود، اما شاید از زاویهای دیگر به سود آنها تمام شد؛ چراکه حداقل در این مقطع، خبری از تغییرات گسترده و ورود بازیکنانی نبود که ممکن بود نظم تیمی را برهم بزنند.
یکی از بحثهای اصلی پیرامون استقلال در ماههای اخیر، ماجرای موسی جنپو بود؛ بازیکنی که حتی ریکاردو ساپینتو نیز در صحبتهای اخیرش مسئولیت انتخاب او را نپذیرفت. جنپو فصل گذشته هر بار وارد زمین میشد، اعتراض هواداران و کارشناسان را به دنبال داشت و بسیاری معتقد بودند حضور او عملاً استقلال را ۱۰ نفره میکند.
موضوع فقط عملکرد فنی یک بازیکن نبود. قرارداد سنگین دلاری و حواشی مربوط به نحوه جذب چنین بازیکنانی میتواند روی فضای رختکن نیز تأثیر بگذارد و میان بازیکنان ایجاد نارضایتی کند. بسته بودن پنجره، دست استقلال را بست، اما از سوی دیگر اجازه نداد دوباره همان مسیر پرحاشیه ادامه پیدا کند.
در این میان، سهراب بختیاریزاده نیز فرصت پیدا کرد بدون فشار تغییرات ناگهانی، تیمش را شکل دهد. اگر یک مربی خارجی در این مقطع به استقلال میآمد، طبیعی بود که برای شناخت بازیکنان، پیدا کردن ترکیب مناسب و ایجاد هماهنگی به زمان نیاز داشته باشد؛ زمانی که شاید استقلال در لیگ نخبگان در اختیارش نمیگذاشت.
سهراب اما از همان بازی نخست، ترکیب اصلی خود را پیدا کرد و این تیم هر مسابقه هماهنگتر از قبل ظاهر شد. استقلال برابر السد هم از نظر فنی نمایش قابل توجهی داشت و یکی از مهمترین تفاوتها، کیفیت بازیکنی مانند یاسر آسانی بود؛ بازیکنی که با یک حرکت تکنیکی، یک پاس معمولی را به موقعیتی منجر به گل تبدیل کرد و در ادامه نیز پاس گل دوم را داد.
آبیها با برتری راهی رختکن شدند و همین موضوع از نظر روحی اهمیت زیادی داشت. استقلال اگر با نتیجه مساوی به رختکن میرفت، احتمالاً السد در نیمه دوم با اعتمادبهنفس بیشتری بازی میکرد. اما سهراب در نیمه دوم نیز عقب ننشست. دستور ادامه حملات، بازگرداندن سحرخیزان به شرایط خوب و تعویضهایی که همچنان رویکرد هجومی تیم را حفظ کرد، نشان داد سرمربی استقلال برای حفظ نتیجه به دفاع مطلق پناه نبرده است.
شاید همینجا بتوان تفاوت اصلی سهراب با برخی تجربههای قبلی استقلال را دید؛ شجاعت. تیم او مقابل السد از نام بزرگ حریف نترسید. استقلال مقابل یکی از قدرتهای فوتبال قطر، به جای عقبنشینی، بازی خودش را تحمیل کرد و در نهایت با سه گل به برتری رسید.
البته نباید از میانگین سنی بالاتر السد و انگیزه بالای بازیکنان جوان استقلال نیز غافل شد. حضور در ویترین لیگ نخبگان میتواند برای بازیکنان جوان یک فرصت طلایی باشد تا خودشان را در بالاترین سطح فوتبال آسیا نشان دهند. با این حال، این عوامل زمانی اثرگذار میشوند که مربی اجازه استفاده از توانایی بازیکنانش را بدهد.
اینجاست که مقایسه استقلال و تراکتور در نخستین بازیهای آسیاییشان جالب میشود. هر دو نماینده ایران خارج از خانه بازی کردند و حتی از نظر شرایط هواداری نیز نمیتوان گفت استقلال با یک امتیاز ویژه روبهرو بوده است. اما تفاوت در رویکرد فنی کاملاً محسوس بود.
جواد نکونام با وجود سابقه ملی بیشتر، تجربه بازی در اروپا و تجربه حضور روی نیمکت استقلال و فولاد در رقابتهای آسیایی، در نخستین بازی تیمش محتاط و بیش از اندازه دفاعی ظاهر شد. در مقابل، بختیاریزاده از همان دقیقه اول به تیمش پیام حمله داد. حتی وقتی استقلال به برتری دوگله رسید، تصمیمهای نیمکت در جهت حفظ فشار روی حریف بود، نه عقب کشیدن تیم برای محافظت از نتیجه.
از سوی دیگر، تراکتور در این مسابقه چیزی داشت که استقلال درون زمین از آن بیبهره بود؛ یک مدافع و کاپیتان باتجربه مثل شجاع خلیلزاده. اما همین بازیکن باتجربه یکی از نقاط ضعف تراکتور در این مسابقه شد و اشتباهاتش هزینه سنگینی برای تیمش داشت.
استقلال در دوحه نشان داد همیشه داشتن ستارههای بزرگتر یا مربیان پرسابقهتر به معنای موفقیت نیست. گاهی یک مربی که به بازیکنانش اعتماد میکند و از نام حریف نمیترسد، میتواند نتیجهای بسازد که از تیمی با مهرههای بزرگتر انتظار میرود.
سهراب بختیاریزاده مقابل «رئیسهای دوحه» ایستاد و تیمش را با شجاعت وارد میدان کرد. شاید همین شجاعت، مهمترین چیزی باشد که استقلال در ادامه مسیر آسیایی به آن نیاز دارد؛ نه ترس از نام حریف، نه پناه بردن زودهنگام به دفاع و نه تغییرات عجولانه. استقلال برای ادامه این مسیر، بیش از هر چیز باید همین نسخه دوحه را حفظ کند.




نظر شما